دوم : علماء بنى اسرائيل بشارات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را كه در تورات بود به كرات براى مردم بيان داشته بودند ، چنان كه فرموده :
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا
بقره / 89 چنان كه عدهاى از علماء يهود به آن حضرت ايمان آورده و گفتند : اين همان است كه تورات بشارت آمدن او را داده است ، « مخيريق » رحمه اللَّه كه يك يهودى بود ، زمينهاى خويش را به آن حضرت واگذار كرد و خود در « احد » شهيد شد سورهء شعراء گرچه مكى است ولى از آيه معلوم مىشود كه بشارت تورات توسط علماء يهود به مشركان مكه نيز رسيده بود « 1 » و به همين سبب است كه مشركان آيات را شنيدند و اعتراض نكردند .
( رجوع شود به آيات 52 55 از سوره قصص ) .
198 و 199 -
وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ
.
اين آيه تكميل
بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ
است يعنى اگر قرآن را به بعضى از عجم مىفرستاديم و او بر عرب مىخواند ايمان نمىآوردند ولى حالا كه به زبان فصيح و به زبان خودشان است عذرى در عدم ايمان ندارند نظير :
وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى . . .
فصلت / 44 .
200 و 201 -
كَذلِكَ سَلَكْناهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ
.
منظور آنست كه : ما حجت را تمام مىكنيم هر چند كه آنها تا ديدن عذاب موعود ايمان نخواهند آورد « كذلك » اشاره است به نزول قرآن با زبان روشن
هامش
( 1 ) در سوره قصص آيات 52 55 خواهد آمد كه اهل مكه در صدد چاره جويى هيئتى را پيش يهود فرستادند ، ولى آنها پس از شنيدن آيات قرآن را تصديق كردند .