منبر او بالا و پائين مىروند ، در كافى از حضرت صادق عليه السّلام دربارهء اين آيات نيز همان مطلب نقل شده است كه خداوند تعالى براى تسليت آن حضرت و زود گذر بودن دولت بنى اميه اين آيات را نازل فرمود « 1 » نگارنده گويد : آيات دربارهء مشركان اهل مكه است ، اين روايات شايد از باب تطبيق باشد و يا اين آيات براى تفهيم هر دو جريان به آن حضرت بوده است و اللَّه العالم .
208 و 209 -
وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ ذِكْرى وَ ما كُنَّا ظالِمِينَ
.
اين دو آيه در صدد بيان آنند كه سنت ما در گذشته نيز چنين بوده كه انذار كنندگان مىفرستاديم سپس هلاك مىكرديم و ما ظالم نبودهايم بلكه آنها موجبات عذاب را فراهم مىكردند « ما كنا » اگر براى زمان باشد ، نفى شأنيت است ، يعنى ظلم در شأن ما نبوده است ، طبرسى رحمه اللَّه « ذكرى » را مفعول له گفته است يعنى : « منذرون للتذكر » بعضى آن را به معنى « مذكرون » فرمودهاند .
210 212 -
وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ وَ ما يَنْبَغِي لَهُمْ وَ ما يَسْتَطِيعُونَ إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
.
در اين آيات و آيات آينده از دو اشكال و اعتراض مشركان جواب داده شده ، اول از اينكه مىگفتند : اين قرآن از تلقينات شياطين است دوم آنكه مىگفتند آن حضرت شاعر است ، سخنان او خيالبافى است اما قبل از اينها با آيات
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ . نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ . . .
قلب آن حضرت را مطمئن و محكم كرده است .
به هر حال ، آيهء
وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ
در رابطه با آيهء
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ
هامش
( 1 ) صافى در الميزان نظير اين روايت را از « در منثور » نيز نقل كرده است .
متن روايت در الميزان و صافى ديده شود ، ما فحوى نقل كردهايم .