مىشناسد الميزان مىگويد اين تشبيه حالت آتش است نسبت به آنها ، مانند شير كه چون طعمهء خود را مىبيند همهمه مىكند ، نگارنده را در اينجا مطلبى است كه در نكتهها خواهد آمد .
13 -
وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً
.
منظور از « مقرنين » ظاهرا بسته شدن با زنجيرهاست نظير
وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
ابراهيم / 9 ، به قولى با قرين خود از شياطين جمع و بسته مىشوند ، شايد آن اشاره به تنگى جايشان باشد ، در مجمع از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل شده : در آتش جايشان مانند رفتن ميخ در ديوار خواهد بود :
« و الذى نفسى بيده انهم يستكرهون فى النار كما يستكره الوتد فى الحائط » .
دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً
اشاره به يأس از نجات است ، تنكير « ثبور » براى نشان دادن عظمت و بزرگى آن است ( اعاذنا اللَّه من النار ) .
14 -
لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً
.
اين آيه اشاره است بر آنكه و اهلاكا گفتن فائدهاى به حال آنها نخواهد داشت ، نظير :
اصْلَوْها فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَواءٌ عَلَيْكُمْ
طور / 16 .
15 -
قُلْ أَ ذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كانَتْ لَهُمْ جَزاءً وَ مَصِيراً
.
اين آيه و آيهء بعدى مقايسهاى است ما بين بهشت و جهنم ، خدا آن حضرت را مأمور كرده كه از آنها بپرسد . اضافهء جنت به خلد حاكى از هميشه بودن بهشت است ، چنان كه « خالدين » دلالت بر هميشه بودن اهل بهشت دارد . « المتقون » مىگويند كه راه رسيدن به بهشت تقوى است . كه آن پاداش اهل تقوى و محل انتقال آنهاست .