تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
است يعنى : به شدت جمع كردن . « مقرنين » : به شدت بسته شدگان ، مانند
مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
ابراهيم / 9 . ثبور : هلاكت . « ثبر ثبورا : هلك » « ثبره : اهلكه » . زفير : به نظر مىآيد زفير به معنى فرياد باشد نظير
سَمِعُوا لَها شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ
ملك / 7 رجوع شود به ( انبياء / 100 ) اين لفظ سه بار در قرآن آمده است راغب گويد تغيظ اظهار غيظ است آن گاهى توأم با صداست نظير سمعوا لها تغيظا و زفيرا » بورا : هلاك شدگان . گويند : آن جمع باير است ، به نظر بعضى بور مصدر است ، مفرد و جمع با آن توصيف مىشوند بوار در اصل به معنى كساد است كه نتيجه‌اش فساد مىباشد . صرفا : برگرداندن ، منظور برگرداندن عذاب است . عتو : تجاوز و نافرمانى . « عتوا » : تجاوز كردند . حجر : در اينجا به معنى منع است محجور : ممنوع . هباء : گرد .
هَباءً مَنْثُوراً
گرد پراكنده . مستقر : قرارگاه اسم مكان است نمىشود اسم مفعول باشد ، چون استقرّ لازم آيد . مقيلا : اسم مكان است به معنى محل استراحت ، طبرسى از اظهرى نقل كرده : قيلوله نزد عرب استراحت نيمروز است و لو خواب هم در آن نباشد .

شرحها

در اين آيه روشن شده كه طعنه زدن كفار درباره قرآن و پيامبر از آن