ناشى است كه اعتقاد به معاد ندارند و اگر عقيده به معاد داشتند و از حساب و كتاب مىترسيدند اين حرفها را نمىزدند . امّا تكذيب كنندگان قيامت را ، عذابى شديد در پيش است .
روز قيامت مشركان و معبودهايشان را جمع مىكنيم و از معبودها مىپرسيم كه اين بندگان مرا شما گمراه كرديد يا خود گمراه شدند آنها گويند : خدا ما خودمان را براى آنها معبود نكرديم آنها خود گمراه شده و چنين كردند ، آن گاه به مشركان مىگوئيم معبودهايتان شما را تكذيب كردند ، جايتان آتش است .
مشركان مىگويند : چرا بر ما ملائكه نازل نمىشود ، چرا خدا را با خشم نمىبينيم ؟ اين در اثر طغيان آنها ، روز قيامت ملائكه را خواهند ديد ولى به خير آنها نخواهد بود .
ناگفته نماند : اين آيات نشان مىدهد كه مشركان از نفوذ و پيشرفت اسلام به سردرگمى عجيب گرفتار شده بودهاند ، كه هر چه رطب و يابس به زبانشان آمده گفتهاند .
11 -
بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً
.
اين مطلب در آيات ديگرى نيز آمده است ، كه علّت تكذيب دين خدا و پيامبران و علت گناه كردن همانا عدم ايمان به آخرت و حساب و كتاب است آرى انسان وقتى كه خود را در مقابل اعمال خويش مسئول ندانست ، از هيچ كارى باك ندارد ، در اينجا هم علت اعتراضات و اقتراحات مشركان همان تكذيب قيامت است امّا تكذيب كنندگان در آتشى افروخته خواهند بود .
12 -
إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً
.
فاعل « رأتهم » سعير است يعنى چون سعير از دور كفّار را به بيند به غيظ آيد و فرياد مىكشد ، اين نشان مىدهد كه جهنم با شعور و بيناست و كفار را