خدا فرزند اخذ كرده تا او را در تدبير جهان يارى كند ، على هذا
وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً
نفي شريك بخصوص و
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ
نفى هر گونه شريك است .
آن گاه در تكميل اين مطلب فرموده :
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ . . .
يعنى همانطور كه تدبير كلّ شىء خاصّ اوست ، آفرينش كلّ شيء از اوست .
براى هر شيء از اشياء جهان خلقتى بخصوص ، قيافهاى بخصوص ، مسير زندگى بخصوص ، رشد و تكامل بخصوصى است ، حساب كنيد زندگى انسان ، توليد مثل انسان مثلا با يك مورچه ، فيل ، شتر ، پرنده ، درخت گردو ، گل نيلوفر ، درندهء جنگل و امثال آن را ، حيوانى كه مىزايد ، پرندهاى كه تخم مىگذارد ، كانگورا كه بچّهء خود را در كيسهء بالاى شكم نگهدارى مىكند ، و هزاران انواع ديگر ، همه تقدير و اندازه گيريهاى خدايى هستند . چنان كه در سورهء طه / 50
أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
گفته شد .
3 -
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً
.
در آيهء گذشته ، گفته شد كه خدا آفريننده و مدبّر همهء اشياء است ، به دنبال آن وضع بتها و بت پرستها مطرح مىشود و مشركان محكوم مىكردند ، آرى معبودهاى باطل آنها ، مخلوقند نه خالق . حتى بر خودشان مالك دفع ضرر و جلب نفع نيستند ، چگونه بر پرستش كنندگان خواهند بود ! ! مالك مرگ نيستند كه از كسى آن را دفع كنند ، مالك حيات نيستند كه به كسى بدهند ، مالك زنده كردن نيستند كه كسى را زنده كنند .
4 -
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً
.
از اين آيه نقل قول مشركان شروع مىشود . گفتند اين قرآن دروغ بزرگى