جهت است كه هر دو ميان حق و باطل فارقند ، البته تورات در زمان خودش .
آمدن لفظ فرقان در اينجا اشاره است كه در زمان نزول قرآن ، باطلها شهرت يافته بودند ، لازم بود فرقان بيايد و باطلها را كنار بزند .
« عبده » در عين حال كه موقعيّت آن حضرت را تحكيم مىبخشد حاكى است كه او بندهء خداست و از خود چيزى ندارد ، آنچه مىگويد گفتهء خدا ، نمىشود بر او اشكال گرفت .
جملهء
لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً
حاكى از جهانى بودن رسالت رسول خداست در اين زمينه در ذيل آيهء
وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ
انعام / 19 و در ذيل آيهء
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
انبياء / 107 بحث شده است .
2 -
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً
.
اين آيه در مقام تعليل بر آيهء ما قبل است و در عين حال موقعيّت خدا را در جهان روشن مىكند ، لام در « الذى له » براى اختصاص است يعنى تدبير و حكومت آسمانها خاصّ خداست .
وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ
تفريع است بر صدر آيه و نفى داشتن هر گونه شريك در تدبير جهان است .
در جاهاى مناسب گفتهايم كه مشركان در اتّخاذ ولد عقيده داشتند كه خدا فرزند اخذ كرده تا او را در تدبير جهان يارى كند ، على هذا
وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ
تفريع است بر صدر آيه و نفى داشتن هر گونه شريك تدبير جهان است .
در جاهاى مناسب گفتهايم كه مشركان در اتّخاذ ولد عقيده داشتند كه