اين آيه مىگويد : اينها كه براى قضاوت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله حاضر نمىشوند آيا به علت مريض القلب بودن است ؟ يا به جهت آنكه عقيدهء خود را از دست دادهاند ؟ و يا به جهت آنكه مىترسند خدا و رسول دربارهء آنها حكم جائرانه بكنند نه هيچ يك از اينها علت نيامدن نيست بلكه علّت اصلى آنست كه آنها منافق هستند به خدا و رسول ايمان ندارند
وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ
اين است آنچه در تفسير اين آيه بر ما ميسر گرديد و اللَّه العالم .
51 -
إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
.
اين آيه در مقابل آيهء چهل و هشت است كه منافقان اعراض مىكردند ولى مؤمنان با جان و دل قبول مىكنند و از آمدن « المؤمنين » تأييد مىشود كه مراد از ظالمين در آيهء گذشته منافقانند ،
دُعُوا إِلَى اللَّهِ
در صورت پيش آمدن نزاع است ، غرض از
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
آنست كه قضاوت خدا و رسول را قبول مىكنند خواه بنفع آنها باشد و يا له آنها . در مجمع البيان از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده مراد از آيه امير المؤمنين عليه السّلام است ( آرى مصداق حقيقى چنين آيه آن بزرگوار مىباشد ) .
قرائت مشهور در
قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ
فتح و آن خبر « كان » مىباشد و اسم « كان » جملهء
أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا . . .
از على عليه السّلام نقل شده كه « قول » را با ضم خوانده است ، در آخر آيه رستگارى و فلاح بر چنين مؤمنانى منحصر شده است .
52 -
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ
.
اين آيه مطلب را تعميم مىدهد كه نه تنها آنها كه به قضاوت رسول اللَّه حاضر مىشوند بلكه مطلق كسانى كه داراى اوصاف چهارگانه فوق باشند فائز و رستگارند