شرحها
در پى مطالب آيات گذشته كه لازمهء آنها ايمان واقعى به خدا و رسول بود در اين آيات به حالات بعضى از منافقان اشاره شده كه به زنان اظهار ايمان و اطاعت مىكنند ولى به وقت عمل از مقتضاى ايمان سر باز مىزنند و به قضاوت رسول اللَّه حاضر نمىشوند ، چنين كسان مؤمن نيستند ، بلكه مؤمنان كسانى هستند كه دربست در اختيار خدا و رسول قرار دارند .
آن گاه به حالت ديگر منافقان اشاره شده كه سوگند اكيد ياد مىكردند به جهاد خواهيم رفت و سپس به اهل ايمان و عمل وعده شده كه در جاى مشركان و بعد از زوال آنها جانشين خواهند بود و دينشان استقرار خواهد يافت ، امّا تداوم آن مشروط به تداوم ايمان و عمل است ، در صورت تداوم ايمان و عمل كافران نخواهند توانست بر آنها صدمهاى بزنند .
47 -
وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ
.
اين آيه بيان حال بعضى از منافقين است ، ما بين ايمان به خدا و ايمان به رسول نوعى فرق هست گرچه از يكديگر قابل انفكاك نيستند ، ايمان به خدا و اطاعت خدا همان ايمان به وجود خدا و اطاعت از دين خداست ، اما ايمان به رسول آنست كه بدانيم او حق است و از جانب خدا خبر مىدهد و اطاعت از او آنست كه در تمام حكومت و قضاوتهايش در منازعات و امثال آن از او اطاعت كنيم گويى : آمدن باء در « بالرسول » براى افادهء اين معنى است كه ايمان به رسول ، خودداراى نوعى استقلال است .
لفظ « اطعنا » راجع به هر دو است يعنى « اطعنا اللَّه و اطعنا الرسول » نظير