شَرًّا . . .
خطاب به عامهء مسلمين باشد معنايش آنست كه اين گونه كارها اهل باطل و اهل انحراف را آشكار مىكند ، اهل حق از اهل باطل شناخته مىشوند ، در نتيجه به صلاح و خير جامعه تمام مىشود ، درست است كه مدتى موج اين گونه كارها ، عدهاى را ناراحت مىكند ولى بالاخره حق و باطل هر دو جاى خود را مىگيرد .
جملهء
لِكُلِّ امْرِئٍ . . .
مؤيد اين مطلب است زيرا مىفرمايد . اثم و ضرر آن براى كسانى است كه آن را پيش آوردهاند : و عبد اللَّه بن ابى كه معظم افك از جانب او بود و همه جا آن را بازگو مىكرد ، و گناهش از همه بيشتر است و براى او عذاب بزرگى است . « 1 » .
12 -
لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً وَ قالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ
.
يعنى وظيفه مؤمنين و مؤمنات آن بود كه وقت شنيدن آن به خودشان حسن ظن كرده و مىگفتند : اين دروغ آشكار است ولى به جاى اين ، آن افك را يقين تلقى كرده و اشاعه دادند ، لفظ « انفسهم » براى آنست كه جامعه از نظر اسلام به حكم يك پيكر و يك انسان است ، حسن ظن مسلمانان به عائشه و صفوان بن معطل ، حسن ظن به خودشان بود .
إِذْ سَمِعْتُمُوهُ
جمله معترضه است و تقدير آيه « لو لا ظن المؤمنون . . . » مىباشد « قالوا » عطف است بر « ظن » يعني « لو لا قالوا هذا افك » .
اولا مؤمنان بايد بر يكديگر حسن ظن داشته باشند ، چرا حسن ظن نكرديد ؟
هامش
( 1 ) ناگفته نماند : ظاهر آنست كه آيهءالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَتوأم با آيات افك نازل شده است و گر نه لازم بود ، رسول خدا ( ص ) به اهل افك حد بزند و منتظر نزول برائت عائشه نباشد .