تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
شاهد خودش باشد كافى است . 5 -
إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
. استثناء است از « فاسقون » و آن قبول شهادتشان نيز لازم گرفته است ، يعنى وقتى كه از نسبت زنا دادن توبه كرد و به حكم غفور رحيم توبه‌اش قبول گرديد ، فاسق بودن از بين مىرود ، در اين صورت ، شهادتش نيز پذيرفته خواهد شد ، در مجمع البيان فرموده : اين قول امام باقر و امام صادق عليهما السّلام است . « 1 » به نظر بعضى استثناء فقط به فاسقون راجع است و بعد از توبه و تازيانه خوردن ، فسق او از بين مىرود ولى شهادتش قبول نيست ، اين قول ابو حنيفه و ديگران است كه در مقابل اهل بيت عليهم السّلام دكان باز كرده بودند . مراد از
وَ أَصْلَحُوا
اصلاح اعمال است از جمله عدم تكرار تهمت زدن به زنان عفيف ، در بيان توبه‌اش امام صادق عليه السّلام فرموده است ، در ميان مردم خودش را تكذيب مىكند تا به او حد زده شود ، آن گاه استغفار مىكند ، چون چنين كند توبه‌اش معلوم مىشود . تفسير برهان . 6 -
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ
. اين آيه با سه آيهء بعدى دربارهء « لعان » است و آن اين است كه اگر كسى به زن خود نسبت زنا بدهد و چهار شاهد نداشته باشد بايد پيش قاضى چهار دفعه بگويد : خدا را شاهد مىگيرم كه در اين ادعا راستگويم ، دفعه پنجم مىگويد اگر در اين سخن دروغگو باشم لعنت خدا بر من باد .
هامش
( 1 ) « عن حريز عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : القاذف يجلد ثمانين جلدة و لا تقبل له شهادة ابدا الا بعد التوبة » برهان از كافى .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 182 | على اكبر قرشى بنابى