فصّلت / 5 ، در مقدمهء تفسير گفته شد كه سورهء اسراء پنجاهمين و سورهء فصلت شصت يكمين سوره است كه در مكه نازل شدهاند ، على هذا باحتمال قوى ، مشركان اين سخن را از كلام خدا در سورهء اسراء ياد گرفته و در مقام عدم قبول قرآن ، با آن استدلال كردهاند ، ولى اين عذر پذيرفته نيست آيه بعدى جواب مىدهد كه اگر قدرى به خود آئيد مىتوانيد حق را قبول كنيد زيرا من به كارى غير قابل درك دعوت نمىكنم بلكه مىگويم : من مثل شما بشرم و به من وحى مىشود كه معبود شما يكى است آيا اين غير قابل درك است ؟
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ . . .
.
47 -
نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَ إِذْ هُمْ نَجْوى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً
اين دليل و توجيه آيهء سابق است و روشن مىكند كه چون به قصد فهميدن گوش نمىدهند لذا در گوششان سنگينى گذاشتهايم و چون به جاى تصديق كردن ، با هم براى رد قرآن نجوى مىكنند لذا در قلوبشان غلاف قرار دادهايم مراد از « بما » گوشهاى آنهاست يعنى : آن گاه كه به سخن تو گوش فرا مىدهند ، ما مىدانيم كه با كدام گوش استماع مىكنند ( يعنى به فكر قبول گوش فرا نمىدهند ) و ما به آنها و به قلوبشان داناتريم وقتى كه با هم نجوى مىكنند و به يكديگر مىگويند : شما جز به انسان سحر شده گوش فرا نمىدهيد . آنها ظالمند و با اين سخن به خود و به ديگران ظلم مىكنند .
از اين معلوم مىشود كه مشركان براى شنيدن سخنان آن حضرت مىآمدند ولى نه براى قبول كردن ، بلكه براى شنيدن و ردّ كردن آن و پس از شنيدن با هم بيخ گوشى مىگفتند : اين مرد جادو شده است ، مشاعرش درست كار نمىكند و او جادو شدهاى بيش نيست .