تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
سوم : منظور از اين تسبيح و حمد يك نوع تسبيح ارادى و از روى قصد است كه انسانها آن را نمىفهمند و اگر صرف دلالت ذاتى اشياء بود آن را بشر مىفهمد مانند دلالت صنعت بر صنعتگر ، ولى لفظ
وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
مانع از آن است و در عين حال نشان مىدهد كه همهء موجودات نسبت به خدا ، زنده و داراى شعور مىباشند گر چه نسبت به ما به دو قسمت زنده و مرده تقسيم مىشوند ، فقط اين اشكال به نظر مىرسد كه وقتى كه انسانها تسبيح آنها را نفهمند ، اين چگونه استدلال بر مطلب مىشود ؟ ممكن است بگوئيم مراد از تسبيح سماوات و ارض همان دلالت ذاتى است كه مىفهميم و همه نشان مىدهند كه يك پارچه احتياجند و بر خداى بىنياز محتاج ، و وجود آنها نشان مىدهد كه پروردگار پاك و مقتدرى آنها را به وجود آورده و اداره مىكند ، اين سخن بىشك استدلال به مطلب است . و مراد از تسبيح دوم همان تسبيح اختيارى و ارادى است كه ما نمىفهميم و اللَّه العالم ولى سياق آيه نشان مىدهد كه هر دو تسبيح يكى است . چهارم : با هر يك از موجودات گوشهء از نعمت و موهبت خدا موجود است و آن منشأ حمد خداست ، خواه با دلالت ذاتى باشد يا از روى قصد و اراده . پنجم : راجع به آسمانهاى هفتگانه ذيل آيهء
فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ
بقره / 29 سخن گفته شد و در ذيل
كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً
نوح / 15 خواهد آمد . ششم : جملهء
إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
حاكى از آنست كه خدا با اين همه توانايى و تسلط ، بردبار است و در مؤاخذهء بدكاران عجله نمىكند و آمرزنده است توبه كاران را مىبخشايد . هفتم : در زمينهء تسبيح موجودات رواياتى نقل شده بهتر است به بعضى از آنها