حالا كه قرآن به استوارترين راه هدايت مىكند و سعادت انسانها را نشان مىدهد چرا از آن روى مىگردانيد و به افسانهء ملائكه دختران هستند و جز خدايانى است پابند مىشويد .
در اين آيات به عدم خدايان باطل استدلال شده و خضوع مخلوقات به خداى واحد بيان گرديده است و به بىاعتنايى مشركان نسبت به قرآن اشاره شده است و اشكالى كه بر معاد وارد مىكردند طرح و جواب داده شده است .
40 -
أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيماً
اين يكى از افسانههاى مشركان است كه ملائكه را دختران خدا مىدانستند و آن در سورهء صافات آيهء 150 و در سورهء زخرف آيهء 19 نيز آمده است و در جاى ديگر فرموده :
وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ
انعام / 100 « اناثا » در جاى « بناتا » است ، استدلال به اين طرز است كه داعى ندارد خدا به شما پسران بدهد و به خود دختران را اختصاص دهد ، اين كار حكيمانه نيست ، پس از اول چنين كارى نبوده است ، شما گناه بزرگى مرتكب مىشويد كه حرف بىمدرك مىزنيد قرآن مجيد ناچار بود كه اين افسانهها را بكوبد و توحيد و استوارترين راه را بيان دارد . افسانههايى كه به صورت حقائق در آمده بودند . لفظ « من » در
مِنَ الْمَلائِكَةِ
براى بيان است نه بعضيت » .
41 -
لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً
مفعول « صرفنا » عبارت است از آيات توحيد و مطالب حق مانند
وَ صَرَّفْنَا الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
احقاف / 27
انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ
انعام / 46 يعنى آيات توحيد و مطالب حقه را در اين قرآن در قالبهاى گوناگون و با عبارات متفاوت بيان مىكنيم تا مردم بيدار شوند ولى براى مشركان جز