تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
و اعلم يا بنى انه لو كان لربك شريك لأتتك رسله و لرأيت آثار ملكه و سلطانه و لعرفت افعاله و صفاته و لكنه إله واحد كما وصف نفسه لا يضاده شىء بدان پسرم اگر براى پروردگارت شريكى مىبود ، پيامبرانش حتما مىآمدند به علاوه آثار حكومت و تسلّط او را مىديدى و افعال و صفات او را مىشناختى ، لكن او خداى يگانه است آن چنان كه خود ، خود را به يگانگى وصف كرده است كسى معارض حكومت او نيست . 44 -
تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
اين آيه در توجيه آيه
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ . . .
است يعنى خدا از توصيف مشركان و صاحب شريك بودن منزه است ، خدا آن ذات نامحدودى كه آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كه در زمين است او را تسبيح مىكنند و همهء اشياء بدون استثناء خدا را تسبيح مىگويند اما شما تسبيح گفتن آنها را نمىفهميد . در اينجا چند مسأله هست . اول : دو آيه گذشته چنان كه گفته شد يك قياس استثنايى تشكيل مىدهند به اين صورت : اگر با خدا ، خدايان ديگر مىبود ، حتما به سوى خدا مىرفتند تا او را ساقط كنند و در جاى او بنشينند ، اما چنين نشده است و خدا از آنچه مىگويند برتر است ، سپس با خدا ، خدايان ديگرى نيست ، آيه
تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ . . .
استثناء قياس را توجيه مىكنند يعنى چگونه مىشود و با خدا خدايانى باشد و به سوى او روند حال آنكه همه چيز مسخر خدا هستند و به جلال و جمال او گواهى مىدهند . دوم : تسبيح موجودات در مقابل صفات جلال و كمال است از قبيل ازليت ابديت ، بىنيازى و مانند آن ولى حمد در مقابل نعمتهاى خدا مىباشد .