تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
آيه نهى مىكند از اينكه انسان متكبرانه رفتار كند و خود بزرگ بين باشد ، اينكه فرموده : تو هرگز با متكبرانه قدم زدن نمىتوانى زمين را بشكافى و هر قدر سرت را بلند بگيرى از كوه‌ها بلندتر نخواهى بود ، اشاره به عدم توانايى انسان و اينكه تكبر را بى خود پيشه مىكند است ، انسانهاى كامل پيوسته متواضع و فروتن هستند ، ظاهرا مراد تكبّر در مقابل مردم است ، مضمون آيه در زمينه راه رفتن با تكبّر است ولى ظاهرا مراد از آن مطلق است ، نظير :
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ
لقمان / 18 38 -
كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً
سيّئ به معنى بد است مانند
الْمَكْرُ السَّيِّئُ
ضمير آن راجع است به « كل ذلك » و آن اشاره است به همه واجبات و محرمات كه در آيات گذشته گفته شد ، يعنى از همه اينها ممنوع شده‌هايش و بدهايش در پيش خدا ناپسند است ، نبايد به آنها نزديك شد بعضىها آن را « سيئة » به معنى گناه خوانده‌اند ، در اين صورت آن خبر « كان » است ، اين آيه و آيهء بعدى مانند نتيجه گيرى از آيهء گذشته است . 39 -
ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً
يعنى اين مذكورات از حكمت‌ها و مصلحت‌ها است كه خدا بر تو وحى كرده ، مشرك مباش و گر نه اهل جهنم خواهى بود ، ذيل آيه در آيه بيست دوم گذشت تكرار آن ظاهرا به علّت اهميّت آن مىباشد و يا منظور آنست كه اينكارها را بكن و گر نه مشرك و اهل جهنّم مىشوى حكمت به معنى درك و معرفت است در اينجا به احكام فرعى اطلاق گرديده ، كه احكام سبب معرفت و درك هستند و يا منظور از آن مصلحت است .