خدا دعاى او را چنين مستجاب كرد كه مرضش را شفا داد و آنچه از اهلش از دستش رفته بود دو برابر داد ، منظور از « آتيناه » اهله گفتهاند آنست كه خداوند اهل او را كه مرده بودند زنده كرد « 1 » و گويند كسان او متفرق شده بودند به سوى وى بازگشتند . و اللَّه العالم ، در آخر آيه فرموده : اين رحمت مخصوص از جانب ما بود و نيز تذكرى است كه خدا بندگان خويش را براى امتحان گرفتار مىكند و سپس اجر آنها را مىدهد .
85 و 86 -
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ
يعنى : « و اذكر اسماعيل . . . » منظور از او اسماعيل صادق الوعد است كه در سورهء مريم آيهء 54 گذشت حالات ادريس نيز در سورهء مريم آيه 56 گذشت ، نام مباركش فقط دو بار در قرآن مجيد آمده است ، از ذا الكفل در قرآن فقط دو بار نام برده شده امّا شرح حالى از او نيست
وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ
ص / 48 ، همه اينها كسانى بودند كه در راه خدا بر طاعات و گرفتاريها و كف نفس از گناهان ، خويشتن دار بودند و همه وارد رحمت مخصوص خدا شدند كه صالحان بودند .
در مجمع البيان از كتاب نبوت از حضرت عبد العظيم حسنى نقل كرده كه به أبى جعفر جواد الأئمة عليه السّلام نوشتم و از ذى الكفل سؤال كردم كه اسمش چه بود ؟ آيا از مرسلين بود ؟ امام در جواب نوشتند : خداوند صد و بيست چهار هزار نفر پيغمبر مبعوث كرده است ، از آنها سيصد و سيزده نفر مرسل بودند ، ذو الكفل
هامش
( 1 ) در مجمع البيان ذيل همين آيه در سوره « ص » آمده :
« و روى عن ابى عبد اللَّه عليه السلام اللَّه تعالى احيا له اهله الذين كانوا ماتوا قبل البلية و احيى له اهله الدين ماتوا و هو فى البلية » .