كافر بود و غرق گرديد .
77 -
وَ نَصَرْناهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ
گويى معناى نجات به « نصرناه » تضمين شده است يعنى : « و انجيناه من القوم الذين . . . » طبرسى از ابى عبيده نقل كرده كه « من » به معناى « على » است يعنى او را بر قوم كافر غالب كرديم ، تكذيب آيات و قوم سوء بودن ، علّت غرق مىباشد .
78 -
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ
حرث به معنى زرع و تاك هر دو آمده است ، گوسفندان گروهى ، شب هنگام وارد مزرعهء شخصى شده و آن را چريده و فاسد كردند ، شكايت اين قضيه را پيش داود آوردند از امام صادق عليه السّلام نقل شده : داود حكم كرد گوسفندان در مقابل زرع به صاحب آن داده شود ، اما سليمان حكم كرد ، خسارت از شير و پشم گوسفندان در آن سال داده شود « 1 » حكم سليمان از حكم داود اصلح بود ، زيرا در آن صورت هم خسارت مزرعه داده مىشد و هم گوسفندان در دست صاحبان آن مىماند .
منظور از « يحكمان » آنست كه در حكومت و قضاوت مشورت مىكردند زيرا قضاوت حق داود بود ، از امام باقر عليه السّلام نقل شده :
لم يحكما انما كانا يتناظران ففهمناها سليمان « 2 » .
على هذا منظور آنست كه هر دو حكم را مىدانستند و مىگفتند : بايد
هامش
( 1 ) تفسير برهان از كافى
. ( 2 ) تفسير برهان .