مت : اين كلمه از باب « مات يموت » و « مات يميت » هر دو آمده است هزوا : هزو و هزء : مسخره كردن كه حكايت از تحقير مسخره شده دارد آن بر وزن عنق به معنى مسخره شده است ، يعنى مصدر از براى مفعول .
عجل : ( بر وزن شرف ) به معنى عجله است ، شايد آن كنايه از مبالغهء انسان در عجله باشد ، از ابو عبيده و جماعتى نقل شده كه به معنى خاك است ولى اين خلاف ظاهر است .
شرحها
در آيات گذشته شبههء وجود خدايانى غير از خدا ، و معبود بودن ملائكه ، نقل و رد شد لذا در اين آيات در چهار آيهء اول به توحيد خدا استدلال شده و اينكه گردانندهء جهان و مدبر آن فقط خداى تعالى است بودن خدايانى جز خدا پوچ و باطل است ، هر چهار آيه از يك نظام متقن و منسجم حكايت مىكند : تشكيل آسمانها و زمين ، ايجاد آب كه بدون آن موجود زنده به وجود نمىآمد ، استقرار زمين در اثر به وجود آمدن كوههاى بزرگ ، ايجاد راهها در روى زمين براى انتقال از جايى به جايى ، سقف محفوظ بودن آسمان كه گفته خواهد شد ، به وجود آمدن شب و روز ، حركت آفتاب و ماه در مدار خود ، همه حاكى از آن است كه گرداننده اين نظم يك اراده و يك مشيت است و تدبير ديگرى در كار نيست و گر نه چنان كه در آيه
. . . لَفَسَدَتا . . .
گفته شد جهان به وجود نمىآمد .
آن گاه : سخن مشركان كه آن حضرت خواهد مرد و ما از دستش خلاص مىشويم و اينكه او را تحقير و مسخره مىكردند و وعدهء عذاب را دروغ مىپنداشتند نقل و جواب داده شده است .