گذشته را به بينند و به حق بودن وعيد خدا باور كنند ، « يهد » در اينجا به معنى آشكار شدن است يعنى : « ا فلم يتبين لهم » ضمير « لهم - قبلهم » در وهلهء اول راجع به مشركين مكه است
يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ
براى تثبيت مطلب است زيرا اهل مكه در سفرهاى شام و يمن ، ويرانههاى قوم لوط و عاد و ثمود را به چشم مىديدند و از آنها مىگذشتند . در اين تذكرها براى خردمندان موعظهها است .
129 -
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكانَ لِزاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى
.
يعنى دو عامل سبب تأخير عذاب از آنهاست ، يكى وعدهء خدا كه بايد بدكاران در مهلت زندگى كنند و مجالى براى تفكر و بازگشت داشته باشند ، اين مطلب با تعبير
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ
پنج بار در قرآن مجيد تكرار شده است ، ديگرى اينكه بايد گناهكاران به اجل مسماى خود برسند ، ولى از بعضى آيات معلوم مىشود كه مهلت تا رسيدن اجل معين است ، مثلا آيهء :
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
شورى / 14 ، اين مسئله را روشن مىكند
وَ أَجَلٌ مُسَمًّى
عطف است بر
كَلِمَةٌ سَبَقَتْ
يعنى : « و لو لا اجل مسمى » فاعل « لكان » از « اهلكنا » فهميده مىشود و تقدير آن « لكان الهلاك لزاما » است .
على هذا مردم با وجود كفر و اسراف و شرك تا وقتى كه پيش خدا معين است در مهلت خواهند بود ،
أَجَلٌ مُسَمًّى
همان است كه تغييرى در آن نيست رجوع شود به ( انعام / 2 ) .
130 -
فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى
.
اين آيه به آن حضرت دستور مىدهد كه در مقابل فتنه و توطئههاى مشركان خويشتندارى كنند و به نماز و توجه به خدا روى آورند ، مانند :
وَ اسْتَعِينُوا