غوى : غى و غواية : رفتن به راه هلاكت و نيز به معنى خلاف رشد است . ( قاموس قرآن ) .
اجتباه : جبى : جمع كردن . اجتباء : جمع كردن به طور انتخاب و برگزيدن « اجتباه » : برگزيد او را .
اهبطا : هبوط : پائين آمدن : طبرسى فرموده : هبوط و نزول و وقوع نظير هم هستند ، چون در انسان به كار معنى استخفاف و حقارت مىدهد چنان كه راغب تصريح كرده است ، گاهى به معناى دخول و حلول باشد چنان كه طبرسى فرموده و از آنست :
اهْبِطُوا مِصْراً
بقره / 61 كه به معنى دخول است .
ضنكا : ضنك : تنگ و تنگ شدن ، اسم و مصدر هر دو آمده است مؤنث و مذكر در آن يكسان است مانند مكان ضنك و معيشة ضنك .
« ضنك المكان : ضاق » .
شرحها
در مقدمهء سوره گفته شد كه مطالب اين سوره در
إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى
خلاصه مىشود ، على هذا ماجراى آدم و شيطان و فريفته شدن او ، و تدارك نقصان به وسيله توبه ، يكى از تذكرههاى اين سورهء مباركه است ، شايد نظر عمده در اين قضيه آن باشد كه انسان پيوسته در معرض سقوط و هلاكت است ولى خدا ، هم پيش از سقوط او را هدايت كرده و هم بعد از سقوط راه بازگشت برايش گذاشته ( توبه ) است ، مشروح جريان آدم عليه السّلام در سورهء بقره و اعراف گذشته است .
در اين آيات مىخوانيم : خدا به آدم سفارش كرد كه از درخت نهى شده