فرموده : آن در لغت به معنى خضوع و تذلل است و در شرع ، گذاشتن پيشانى بر زمين .
ابى : اباء : امتناع و خوددارى « ابى » : امتناع كرد .
تشقى : مراد از آن در آيه به مشقت و زحمت افتادن است ، راغب گويد :
گاهى شقاوت به جاى رنج و مشقت گذاشته مىشود مثل « شقيت في كذا » يعنى در اين كار به زحمت افتادم .
تعرى : عرى ( بر وزن قفل ) : عريان بودن : « العرى : عدم اللبس » « لا تعرى » : عريان نمىمانى .
تظمأ : ظماء : عطش « لا تظمأ : عطشان نمىشوى .
تضحى : ضحى : انتشار نور آفتاب . اصل آن به معنى ظهور است منظور از « لا تضحى » آنست كه حرارت آفتاب نمىبينى طبرسى فرموده :
« ضحى الرجل يضحى : اذا برز للشمس » .
وسوس : وسوسه : حديث نفس يعنى كلامى كه در باطن انسان مىشود خواه از شيطان باشد يا از خود انسان ، در مجمع فرموده :
وسوسه با صداى آهسته به سوى چيزى خواندن است « وسوس له » يعنى خير خواهى به نظر او آورد « وسوس اليه » يعنى مطلب را با صداى خفى به او القا كرد .
سوءاتهما : سوئه از مادهء سوء چيزى را گويند كه آشكار شدن آن انسان را ناراحت و بد حال مىكند ، منظور از آن در آيه عورت و آلت تناسلى آنهاست .
يخصفان : خصف : چسباندن و قرار دادن
طَفِقا يَخْصِفانِ
: شروع كردند مىچسباندند .