تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
به زيور آلات اوزار گفته‌اند يعنى اينها براى ما بار گناه شدند ، هكذا « حملنا » گويا خواسته‌اند بگويند : ما نخواسته بوديم كه زيور آلات بياوريم و سبب شرك ما گردند ، ولى به ما بار شده بودند .
فَقَذَفْناها
يعنى آنها را در آتش انداختيم ،
فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ
اين جمله شايد كلام خدا باشد يعنى سامرى نيز آنچه داشت در آتش انداخت ،
فَأَخْرَجَ لَهُمْ
نشان مىدهد كه ساختن گوساله در حضور مردم نبوده است ، « جسدا » حاكى است كه گوساله روح نداشته و مجسمه بوده است و آن بدل است از « عجلا » از كلمهء : « له خوار » معلوم مىشود كه در او دستگاهى تعبيه شده بود كه بوسيله آن ، صداى گوساله مىداد و نيز نشان مىدهد كه آن صدا ادامه داشت و يك دفعه نبوده است . « فقالوا » با صيغهء جمع حاكى است كه عده‌اى نيز در اين فتنه ، سامرى را يارى كرده‌اند ، فاعل « فنسى » اگر موسى باشد مراد آنست كه : موسى معبود خود را كه گوساله است از ياد برد و رفت تا او را در كوه طور پيدا كند و اگر فاعل آن سامرى باشد منظور آنست كه : سامرى إله خود را از ياد برد تا گوساله را به وجود آورد . 89 -
أَ فَلا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَ لا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً
اين آيه و آيهء بعدى در رد عذر آنهاست يعنى : بر معبود نبودن گوساله هم دليل عقلى داشتند و هم ارشادى امّا دليل عقلى آنست كه : معبود اقلا بايد حرف بندگان خود را بشنود و بتواند نسبت به آنها جلب منفعت و دفع ضرر بكند ولى آنها مىديدند كه گوساله به آنها جواب نمىدهد و به آنها نفع نمىرساند و دفع ضرر نمىكند ، البته اين صفات ، ابتدايىترين صفت معبود است . دوم اينكه : هارون به آنها گفته بود : اين كار خلاف است . اين كار را نكنيد چنان كه
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 436 | على اكبر قرشى بنابى