پدر و مادرى بودند ، كلمهء
يَا بْنَ أُمَّ
براى استرحام بوده است .
95 و 96 -
قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ ؟ قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي
در مرحلهء آخر ، موسى به حساب مقصر و جنايتكار اصلى پرداخته و او را به زير سؤال مىكشد كه : اين كار خطرناك چيست كه آوردى ؟ ! « قبضة » مىشود مفعول « قبضت » و يا مفعول مطلق باشد .
ناگفته نماند : در بيان اين دو آيه سه وجه هست : اول آنكه سؤال
فَما خَطْبُكَ
راجع باشد به حقيقت كار سامرى و علّت آن ، يعنى موسى عليه السّلام مىپرسد اين گوساله را چگونه ساختى و در ساختن آن چه داعى داشتى ؟ سامرى جواب مىدهد : من علم ريخته گرى و مجسّمه سازى بلد بودم ولى اينها بلد نبودند مقدارى از طلاهايى كه مال تو بود برداشتم و در آتش انداختم و گوساله ساختم ، سپس هواى نفس به من چنين وانمود كرد كه از غيبت تو استفاده كرده مردم را به عبادت آن بخوانم .
براى تصحيح اين وجه بايد : گفت : اولا مراد از « اثر » طلا و زيور الات است و نسبت آن به موسى از آن جهت است كه موسى گفته بود آنها را از مصر بياورند يا اصلا مال موسى بود .
ثانيا اطلاق كلمه رسول به موسى به صورت غيبت مانند بعضى از خطابها است چنان كه مثلا دربان به رئيس مىگويد : امير چنين فرمود ، لفظ رسول شايد از جهت دستپاچگى بوده است و گر نه او ديگر موسى را رسول نمىدانست . سوم فاء در « فكذلك » نشان مىدهد كه بعد از ساختن گوساله به فكر معبود كردن آن افتاده است .
وجه دوم همانست كه از ابو مسلم مفسر نقل شده : در اين وجه مراد از