تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
50 -
قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
منظور از « خلقه » ظاهرا خلقت مخصوص هر شىء است ، مثلا سنگ يكجور خلق است ، انسان يكجور ، اصناف حيوان از پرندگان و خزندگان و چهارپايان هر يك يكجور مخلوق مىباشند و هكذا . . . . ، خداوند به هر چيز خلقت و شكل و تركيب مخصوص به خود را اعطا كرده است ، سپس در همان خلقت و مسير او را هدايت و تربيت كرده و پيش برده است ، على هذا مراد از « خلقه » خلقت مخصوص و از هدايت ، تربيت و پيش بردن به سوى كمال است ، اين حقيقت شامل همهء اشياء اعم از جماد و حيوان و نبات . نظير :
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى
اعلى / 3 ، جمله
قَدَّرَ فَهَدى
در جاى
أَعْطى . . .
خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
است ، طبرسى رحمه اللَّه از مجاهد و مانند او نقل كرده : « ثم هداه الى مطعمه و مشربه و منكحه و غير ذلك » ولى اين در صورتى است كه منظور از « كل شيء » فقط انسان يا حيوان باشد . ناگفته نماند : آفرينش از تربيت و اداره ، نمىتواند جدا باشد لذا « ثم هدى » تكميل و ادامهء خلقت است و آن حاكى از تدبير وسيع خدا در جهان مىباشد ، على هذا بايد به او روى آورد و از او مدد جست و از او اطاعت نمود ، ولى فرعون مىگفت : جهانى است آفريده و ساخته شده . من در آن صاحب تصرف و صاحب اختيارم ، : « أ ليس لى ملك مصر و هذه الانهار تجرى من تحتى » زخرف / 51 پس چون صاحب اختيارم ، « رب و إله » منم ،
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
نازعات / 24
ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي
قصص / 38 . پس در جامعه فرعونى ، مسئله توحيد و پرستش و پيروى از قوانين خدايى مطرح نبود ، مانند جوامع مادى و مسيحيّت امروز ، چنين جامعه‌اى كه از خدا و توحيد بريده است ، روى سعادت نخواهد ديد و جز شقاوت نخواهد زائيد . در