سحر : جادو . ساحر : جادوگر ( بقره / 102 ) .
موعد : موعد ( بفتح ميم و كسر عين ) مصدر ميمى است به معنى وعده و اسم زمان و مكان نيز آيد .
سوى : عدل ، وسط ، مساوى . راغب گويد : آن به معنى وسط است ، وصف و ظرف به كار رود ، در آيه به معنى مساوى است .
ضحى : وقت چاشت آن در اصل به معنى انتشار نور است .
يسحتكم : سحت : استيصال و از بين بردن اسحات نيز به آن معنى است « فيسحتكم » پس ، از بين ببرد شما را .
خاب : خيبة : نااميدى و محروم شدن . خسران و ضرر نيز گفتهاند .
المثلى : ( بضم - م ) : مؤنث امثل به معنى اشرف و افضل است .
استعلى : يعنى : غالب و برتر شد . استعلاء : برترى جويى .
شرحها
در اين آيات كه قسمت سوم از ماجراى مفصل حضرت موسى است ، مبارزه ميان حق و باطل شروع مىشود ، استدلالهاى حق اوج مىگيرد ، باطل در مقام حجت نشسته شروع به سم پاشى مىكند ، آن وقت معجزه را سحر مىنامد و از موسى مهلت مىخواهد و با جادوگرى چند به مصاف حق مىآيد و در قسمت چهارم خواهيم ديد كه باطل شكست مىخورد .
ناگفته نماند : قرآن مجيد در زمينهء توحيد سه راه فطرت و علم و فلسفه را به كار برده است . يعنى گاهى از راه فطرت به اثبات توحيد پرداخته و فرموده :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
روم / 30 ، و گاهى از راه علم و حس يعنى مطالعهء احوال و نظامات موجودات جهان ، مانند آيهء 53