تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
فرعون : اى موسى آمده‌اى ما را با جادوى خود از ديارمان بيرون كنى ؟ ! ما هم مىتوانيم جادوگرانى آماده كنيم تا با تو زورآزمايى كنند ، وقتى را معيّن كن كه همه در آن حاضر باشيم . موسى : وقت اين كار روز عيد باشد كه چاشتگاه همه در يك محل حاضر مىشوند با تعيين اين قرار ، گفتگو پايان يافت موسى و هارون از دربار فرعون بيرون آمدند ، فرعون براى جمع كردن ساحران پرداخت ، با ساحران خود در محل وعده حاضر شد ، موسى خطاب به فرعونيان و ساحران فرمود : واى بر شما بر خدا دروغ نبنديد ، مرا جادوگر و ناحق نخوانيد ، كار خدا را به اصنام خود نسبت ندهيد كه عذابتان مىكند . اين موعظه ميان فرعونيان و جادوگران اختلاف به وجود آورد ، ولى اختلاف را پنهان كرده و به جادوگران گفتند : اين دو نفر دو جادوگرند ، مىخواهند شما از ديارتان بيرون كنند و دين و طريقهء بهترى كه داريد از دستتان بگيرند ، هر چه حيله و تدبير داريد به كار بنديد ، هر كه پيروز شود ، او رستگار است . 49 -
قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى
. يعنى : آنها پيش فرعون رفتند و گفتند : ما از جانب پروردگار تو آمده‌ايم بنى اسرائيل را با ما بفرست ، هر كه تابع هدايت باشد در سلامت است ، هر كه تكذيب كند و بىاعتنا گردد در عذاب خواهد بود ، در اين هنگام فرعون گفت اى موسى « رب » شما كيست ؟ آنها گفته بودند :
إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ
ولى فرعون گويى آن كلمه را نشنيده و « رب » را به موسى و هارون نسبت مىدهد ، مفرد آوردن موسى بعد از « ربكما » حاكى از آنست كه هارون را تابع موسى مىديده است .