تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
آنها نقل و جواب داده شده كه مگر راهى به غيب و آينده دارند و يا از خدا عهدى گرفته‌اند ؟ نه آنها در مقابل اين سخن كه ادعاى استقلال مىكنند مسئول و معاقبند و تنها و بدون مال و ولد در نزد خدا حاضر خواهند شد . 66 -
وَ يَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا
. از اين آيه تا آخر آيهء 72 در بيان مطلب اول است كه گفته شد . اين اشكال فقط يك استبعاد است نه استدلال . مانند
يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ
نازعات / 10 ، احتمال هست كه استفهام به طرق مسخره باشد ، در جواب اين اشكال چنين آمده است . 67 -
أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً
اين يكى از راههاى استدلال بر معاد است كه در آخر سوره حجر در نكته‌ها مشروحا بيان گرديد و آن طريق سوم از طرق مذكوره است . خلاصه‌اش آنكه : انسان پيش از آنكه به شكل نطفه‌اى در وجود پدر و مادر متكون شود چيز معينى نبود . خداوند با راههاى مخصوص او را به وجود آورد ، او با مردن به حالت اوليه بر مىگردد ، چه بعدى دارد كه خدا خلقت اولى را از سر گيرد و اگر منكر معاد در خلقت اولى خود فكر كند ، معاد را انكار نخواهد كرد ، درست است كه جسدى كه در قيامت آفريده مىشود مثل جسد دنيايى است نه عين آن ولى با دخول روح انسان كه در جهان باقى است عين همان مىشود رجوع شود به سورهء اسراء آيهء 85 . 68 -
فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّياطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا
. بعد از جواب به شبههء مشركان ، در اين آيه با قسم و تأكيد عجيبى ، راجع به حشر مشركان و بدكاران و احضار آنها در كنار جهنم سخن رفته است . منظور از شياطين ظاهرا شياطينى است كه انسانها را اغفال كرده‌اند چنان كه در آيات ديگر