79 - نه ، حتما آنچه را كه مىگويد ثبت مىكنيم و عذاب او را تداوم مىدهيم .
80 - و گفتهاش را وارث مىشويم و پيش ما تنها مىآيد .
كلمهها
جثيا : جثو : به زانو نشستن . جاثى : به زانو نشسته . جمع آن جثى است يعنى به زانو نشستگان ، آن با ضم و كسر اول خوانده مىشود .
عتيا : عتو : تجاوز . نافرمانى
وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً
« فرقان / 21 عاتى و عاتيه : طاغى و متجاوز ، عتيّ در آيه به معنى نافرمانى است ، بعضى آن را جمع عاتى گفتهاند .
صليا : صلى : ملازمت بريان كردن . دخول ، سوختن ، چشيدن عذاب .
« صلّى » مصدر است مانند مضى .
واردها : ورود : مشرف شدن به دخول نه دخول « اصل الورود : الاشراف على الدخول و ليس بالدخول » راغب آن را در اصل به معنى قصد آب گفته است ، در صحاح گفته است « ورد ورودا حضر » مؤيد اين سخن آيه
وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ
قصص / 23 كه به معنى اشراف و نزديك شدن است ناگفته نماند : گاهى به معنى دخول نيز آيد .
نديا : ندو جمع شدن « ندا القوم ندوا : اجتمعوا » ندىّ و نادى : مجلس اجتماع . طبرسى فرموده : نادى و ندىّ مجلسى است كه اهلش در آن جمع شدهاند ، دار الندوه مكّه كه خانه قصىّ بود . از آن است و در آن مشاوره مىكردند .
قرن : قرن ( بر وزن عقل ) : جمع كردن . و نيز قرن جماعتى را گويند كه