مريم را به او نسبت داده و گفتهاند : اى شبيه هارون .
29 -
فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
.
مريم بنا به دستور عيسى كه لازم بود سخن نگويد لذا اشاره به عيسى كرد كه از خودش بپرسيد ، اين بر تعجّب آنها افزود كه : با بچّهاى كه كودك گاهواره است چگونه سخن گوئيم ؟ ! « كان » منسلخ از زمان و به معنى « هست » مىباشد ، مانند
كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً
وانگهى منظور آن نيست كه عيسى در گهواره بود تا بگوئيم : مريم گهواره را از كجا پيدا كرد ، بلكه منظور آنست :
با بچّه گهواره نشين سخن گفتن امكان ندارد .
30 و 31 -
قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
.
اين دو آيه و دو آيهء بعدى سخن عيسى عليه السّلام است كه در آغوش مادر و در حضور مردم گفته است . افعال « آتانى ، جعلنى ، اوصانى » نشان مىدهند كه دادن كتاب ، نبوت ، دستور نماز و زكات ، همه در حال بچگى بوده است نه اينكه اشاره به آينده باشد ، در شريعت او نماز و زكات بوده ولى كيفيّتش معلوم نيست .
از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده : عيسى روزى كه سخن گفت ، نبى و حجّت خدا بر اهل زمان بود ولى مرسل نبود . . . .
32 و 33 -
وَ بَرًّا بِوالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
.
اين دو آيه درباره يحيى عليه السّلام گذشت با اين فرق كه در آنجا « بوالديه » است و در اينجا « بوالدتي » چون عيسى پدر نداشت و در آنجا سلام از طرف خدا بود ولى اينجا عيسى آن را براى خود از خدا خواسته است و نيز در اينجا « السلام »