نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا
.
ادامهء سخن عيسى است كه گفت از خرما بخور و از جدول بياشام و شاد باش و اگر كسى را ديدى و از تو درباره من پرسيدند بفهمان كه من روزه سكوت گرفتهام و با كسى حرف نخواهم زد ، منظور از « قولى » فهماندن با اشاره است چنان كه خواهد آمد .
از آيه فهميده مىشود : روزهاى به نام صوم الصمت ( روزه سكوت و عدم تكلّم ) در بنى اسرائيل بوده است ، كه ظاهرا سخن نمىگفتند و فكر مىكردند در اسلام صمت را جزء نيّت روزه نمىشود قرار داد ولى اگر سخن نگويد روزهاش باطل نمىشود .
سيّد در عروة الوثقى در تعداد روزههاى حرام فرموده : پنجم صوم صمت كه سكوت را جزء نيّت روزه قرار بدهد و اگر جزء نيّت قرار ندهد و سكوت كند مانعى ندارد .
27 -
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا
.
لفظ « تحمله » حال است از فاعل « اتت » يعنى : عيسى را در حالى كه به آغوش گرفته بود پيش مردم آورد . فرىّ به معنى چيز عجيب است .
28 -
يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا
يعنى : نه پدرت بدكار بود و نه مادرت زناكار ، تو چرا چنين شدى ؟ اين بچه از كجاست ؟ اينكه چرا به مريم خواهر هارون گفتهاند ، در مجمع البيان چهار قول نقل كرده است : اول : هارون مرد نيكوكارى در بنى اسرائيل بود ، اشخاص نيكوكار را به او نسبت مىدادند . دوم : هارون برادر پدرى مريم بود و به حسن سلوك معروف بود ، سوم : منظور هارون برادر موسى عليه السّلام است كه مريم از اولاد او بوده است ، چهارم : هارون ، بدكارى بود مشهور به زنا و فساد ، كه