20 -
قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا
.
جواب مريم است كه پس از روشن شدن قضيّه ميگويد : من چطور پسرى خواهم داشت اين با يكى از دو وجه ممكن است يا بايد شوهرى داشته باشم و يا زناكار ، و هيچ يك از اينها در من نيست .
در مجمع البيان فرموده : به زناكار بغىّ گويند كه زنا را مىطلبد . منظور از
لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ
به قرينه ما بعدش ، به معنى دست زدن با ازدواج است .
21 -
قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا
.
اين نظير آيهء نهم دربارهء زكريّا است كه گذشت . در اينجا به پنج وجه به سخن مريم جواب داده شده است ، اول اينكه كار همانست كه خبر دادم . دوم پروردگارت فرمود : وجود آوردن فرزندى بدون پدر براى من آسان است ، سوم : مىخواهم او را نشانهء از قدرت خود براى مردم قرار بدهيم و بدانند كه خدا به هر چيز توانا است
وَ لِنَجْعَلَهُ
عطف بر محذوفى ، يعنى مىخواهيم آن پسر را به وجود آوريم براى عللى ، از جمله اينكه او را معجزهاى قرار بدهيم .
الميزان فرموده : اين دليل است كه مردم قدرت احاطه به علل كارهاى خدايى را ندارند . چهارم : رحمتى است از ما براى مردم كه از رسالت و هدايت او استفاده كنند . پنجم : ولادت او كار حتمى است و مشيّت بر آن قرار گرفته است .
22 -
فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا
.
هاء اوّل راجع است به عيسى ، دوّمى ظاهرا راجع است به « حمل » و باء آن به معنى سبب است يعنى به عيسى حامله شد و به علّت آن حمل به مكان دورى رفت و كناره گيرى كرد تا كسى از حمل مطلع نباشد .