تأويل : اول : رجوع . تأويل : ارجاع و برگشت دادن ، منظور از تأويل در آيه حقيقت و باطن و علت امر است .
شرحها
پيش از تفسير آيات شريفه ، لازم است چند مطلب مورد نظر قرار گيرد :
اول : خلاصهء ماجراى موسى و خضر چنين است ، موسى مطلع مىشود كه در محلّى كه دو دريا بهم نزديك مىشوند بندهاى از بندگان عالم خدا وجود دارد ، تصميم مىگيرد او را دريافته و از دانشى كه دارد استفاده كند ، لذا با خادم خود به راه مىافتد . و مىگويد تا رسيدن به محل او به راه ادامه خواهيم داد ، مىگويد و با خادمش به راه مىافتند .
در بين راه به آن محلّ رسيدند و در كنار صخرهاى استراحت كردند ، در آنجا ماهيى كه داشتند به دريا افتاد و ناپديد شد ولى آنها ماهى را فراموش كردند ، دريا رفتن ماهى علامت آن بود كه عالم در آن محل است ولى موسى و خادمش از آنجا گذشتند .
پس از مدّتى ، موسى به خادمش فرمود ، صبحانهء ما را بياور تا قدرى غذا بخوريم كه خسته شديم ، خادم گفت : يادت هست آنجا كه در كنار صخره استراحت كرده بوديم ، من از ماهى غفلت كردم ، آن به آب افتاد و رفت ، موسى گفت :
عجبا عالم در همانجا بوده است و دريا رفتن ماهى نشانهء آن مىباشد .
از راهى كه رفته بودند بازگشتند تا در آن محل آن عالم را يافتند موسي به عالم گفت : مىخواهم مدّتى با تو باشم تا از آنچه دانستهاى به من تعليم دهى .
آن عالم كه از بندگان خاصّ خدا بود ، و علم خاصّي از طرف خدا به او