تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
حقبا : حقب ( بر وزن عنق ) : روزگار . زمان . بعضى آن را هشتاد سال و بعضى چهل سال و بعضى مدّت دراز ( دهر طويل ) گفته‌اند . سربا : سرب ( بر وزن شرف ) : رفتن در سرازيرى و محل سرازير ، منظور از آن در آيه معناى اول است . غدائنا : غداء ( با دال مهمله ) : صبحانه « الغداء : طعام الغداة » . نصب : ( بر وزن شرف ) رنج و خستگى . اوينا : اوى : نازل شدن « اوينا الى الصخرة » : نازل شديم بر كنار صخره با « الى » و بنفسه متعدّى مىشود . قصصا : قصص ( بر وزن شرف ) : تعقيب ، سرگذشت ، نقل سرگذشت . منظور از آن در آيه معناى اوّل است
فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً
يعنى تعقيب‌كنان به نشانهء قدمهاى خود باز گشتند . خبرا : خبر ( بر وزن قفل ) ، دانستن « خبر الشيء خبرا : علمه » . انطلقا : طلاق : جدايى . انطلاق : رفتن « فانطلقا » پس به راه افتادند . امر : ( بكسر اوّل ) : ناپسند ، عجيب . « الامر : العجيب و المنكر » ترهقنى : رهق : پوشاندن . رسيدن . « لا ترهقنى عسرا » به من سختى مرسان بر من سخت مگير . زكية : پاك . منظور ، پاك بودن از جنايت است ، زكات در آيهء 81 به معنى پاكى است . نكر : ( بر وزن قفل ) : منكر و ناپسند . ينقض : نقض : شكستن . « يريدان ينقض » مىخواست بيافتد . رحما : رحم ( رحم بر وزن رعب ) : مهربانى ، عاطفه ، مثل رحم ( بر وزن عقل ) .