تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
به هر حال مىگويد : تو در اين ادعاى استقلال كه مال را از خودت مىدانى و آن را جاودان حساب مىكنى و دربارهء معاد چنين مىگويى ، به خدايى كه تو را از خاك و از نطفه آفريده و سپس به صورت مردى در آورده است كفر مىورزى و شرك مىآورى ، منظور از « كفرت » شرك است كه او خود و اسباب ظاهرى را مستقل مىدانسته است . يعنى : تو نمىتوانى ادعاى استقلال بكنى حال آنكه خاكى و نطفه‌اى بيش نبوده‌اى كه خدا تو را آفريده و به اين حال رسانده است . 38 -
لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً
لفظ « لكنا » در اصل « لكن انا » است ، در آيه « ربى » تكرار شده است به جهت اشاره به علت سخن ، يعنى مشرك نمىشوم به جهت آنكه رب من او است نه شخص ديگرى . اين آيه اظهار عقيده است از مرد موحد در مقابل رفيق خود . 39 -
وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ
. در اينجا مرد موحد ، رفيقش را هدايت مىكند ،
ما شاءَ اللَّهُ
شايد تقديرش « هذا ما شاء اللَّه » باشد يعنى حق آن بود كه تو به وقت ورود به باغ خود بگويى : اين باغ آنست كه خدا خواسته و به من عطا فرموده است و بايد مىگفتى كه گر چه من باغ را كاشته و مالك شده‌ام ولى همه نيرو از خداست كه به من نيرو عطا فرموده و مالك باغ شده‌ام ، سپس به جواب قسمت دوم پرداخته و گفته است .
إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً
لفظ « اقل » مفعول دوم « ترن » و لفظ « انا » تأكيد يا وصف ياء متكلم است كه از « ترن » حذف شده است و شايد آن فصل ميان دو مفعول باشد ، « ترن » از افعال قلوب و به معنى اعتقاد و علم است ، جواب شرط در آيه بعدى است يعنى :