تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
منظور از « جنت » جنس آنست لذا « جنتين » گفته نشده است ، زمخشرى گويد علت مفرد آمدن جنت ( و نسبت دادنش به او ) آنست كه او در جنت آخرت بهره‌اى ندارد ، ناگفته نماند جمله
ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ . . .
زبانحال اوست و اين از آن جهت است كه انسان مادى به مال دنيا به نظر هميشگى نگاه مىكند و به فكر از بين رفتن آن نيست نه اينكه نظرش به خلود واقعى باشد . 36 -
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً
معلوم مىشود كه او مسئله معاد را از ديگران شنيده بود ، لذا مىگويد : گمان ندارم كه قيامتى در بين باشد و سپس گفته است اگر : معادى هم در بين باشد و من بسوى پروردگارم برگشتم ، بهتر از اين مال و ثروت ، خواهم يافت و محلّ بازگشتى بهتر از اين در اختيار خواهم داشت ، در اين افعال باز از تكبر دست برنداشته و افعال را به خدا نسبت نداده است و گر نه مىگفت اگر خدايم مرا به آن جهان آورد ، بهتر از اين را به من عطا خواهد فرمود ، نظير اين است آيه :
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى . . .
سجده / 50 . 37 -
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا
اين آيه و چهار آيه بعدى جواب مرد موحد است برفيق متكبرش . در اين پنج آيه به هر دو قسمت از گفته او جواب گفته است . در سه آيه اول ، به دعوى استقلالش جواب گفته است
وَ هُوَ يُحاوِرُهُ
نشان مىدهد كه هنوز از هم جدا نشده بودند .