اصحاب كهف را جز خدا سرپرستى نيست و خدا در حكمش كسى را شريك نمىكند .
كلمهها
كهف : كهف غار وسيع . و اگر كوچك باشد غار گويند نه كهف چنان كه طبرسى و فيروزآبادى گفته است ، راغب مطلق غار مىگويد در عبارت صحاح و مصباح و اقرب قيد « المنقور » ذكر شده است يعنى غار كندهشده بنا بر اين ، كهف غار طبيعى نيست .
رقيم : رقم : نوشتن ، نقطه گذاشتن ، آشكار كردن . رقيم به معنى مرقوم و نوشته شده است ، اصحاب كهف را اصحاب رقيم گويند كه حالات آنها را در فلزى نوشته و در درب غار نصب كرده بودند .
اوى : اوى : نازل شدن ، منضم شدن « اويت منزلى و اليه : نزلته »
أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ
: جوانان در كهف نازل شدند « فأووا » :
نازل شويد و مكان گيريد .
فتية : فتى : تازه جوان ، در دختر فتاة گويند ، جمع فتى ، فتيان و فتيه است .
رشد : ( بر وزن شرف ) : هدايت ، صلاح . كمال ، نجات ، منظور از آيه معناى اخير است « مرشد » : نجات دهنده .
احصى : احصاء : تمام كردن شمارش . « احصى » شمارندهتر ، حصاة به معنى سنگريزه است راغب گويد : اين بدان علّت است كه عرب در شمردن از سنگريزه استفاده مىكرد .
امد : مدت و زمان ، فرق ابد و امد آنست كه ابد به معنى زمان نامحدود و امد به معنى زمان محدود ولى مجهول الحد است .