از آيات خدا بود ، هر كه را خدا هدايت كند او هدايت يافته است و هر كه را گمراه كند او را سرپرست هدايت كنندهاى نخواهى يافت .
18 - آنها را بيدار مىپندارى حال آنكه خفتهاند به راست و چپ آنها را مىگردانديم سگشان بازوان خود را بر آستانهء غار باز كرده بود ، اگر بر آنها مشرف مىشدى از ترس مىگريختى و پر از وحشت مىشدى .
19 - اين چنين بيدارشان كرديم كه ميان خود سؤال كنند ، يكى گفت چه قدر خوابيدهايد گفتند : يك روز يا مقدارى از يك روز خوابيدهايم گفتند : پروردگارتان داناتر است به آنچه خوابيدهايد يكى از شما را با اين پول به شهر بفرستيد بهبينيد كدام كس طعام پاكيزهتر دارد تا طعامى از آن بياورد و تدبير به خرج دهد تا كسى را بر شما و حال شما واقف نكند .
20 - آنها اگر بر شما دست يابند سنگسارتان مىكنند يا در دين خود داخل مىكنند ، در اين صورت به هيچ وجه رستگار نمىشويد .
21 - بدينسان اهل شهر را بر آنها واقف كرديم تا بدانند كه وعدهء خدا حق است و آخرت آمدنى است ، وقتى كه در بين خود ( در امر معاد ) نزاع مىكردند ، گفتند : بر آنها بنائى بسازيد ، آنها كه بر كار اهل شهر غالب بودند ، گفتند : بر آنها مسجدى مىسازيم .
22 - خواهند گفت كه سه نفر بودند چهارمى سگشان بود و خواهند گفت پنج نفر بودند ششمى سگشان بود از روى گمان ، و خواهيد گفت هفت نفر بودند هشتمى سگشان بود ، بگو خدايم به عددشان داناتر است ، تعداد آنها را جز كمى نمىدانند ، دربارهء آنها محاجه مكن مگر محاجه سطحى و دربارهء آنها از كسى نظر مخواه .
23 - اصلا نگو : من فردا فلان كار را مىكنم .
24 - مگر آنكه خدا بخواهد و هر گاه فراموش كردى پروردگارت را ياد كن و بگو شايد خدايم به نزديكتر از اين هدايتم كند .
25 - در كهف خويش سيصد سال ماندند و نه سال بر آن افزودند .
26 - بگو : اللَّه به مدت خوابشان داناتر است كه غيب آسمانها و زمين خاص اوست ،
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص١٨١