دارد انذار و بشارت . اين انذار و تبشير ، بيان و تعليل انزال كتاب با آن دو حال است . منظور از اجر خوب آخرت است ، اين دو آيه نظير آيه 9 و 10 سورهء اسراء است .
3 -
ماكِثِينَ فِيهِ أَبَداً
ضمير « فيه » راجع است به « اجرا » در آيهء قبل ، و اين نشان مىدهد كه منظور از اجر ، پاداش آخرت است ، يعنى مؤمنان در آن اجر جاودان خواهند بود .
4 -
وَ يُنْذِرَ الَّذِينَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً
ذكر اين انذار بخصوص بعد از « لينذر » در آيهء قبلى دليل بر اهميت آن است و ظاهرا در حين نزول آيه ، اين مسأله مطرح بوده است ، ناگفته نماند موضوع فرزند داشتن خدا در قرآن مجيد به دو قسم آمده است ، يكى به صورت ولادت مانند :
أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
صافات / 152
. . . وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ ، بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ . . .
انعام / 100 و 101 ، از نبودن زن براى خدا مىدانيم كه نظر مشركان ، فرزند به صورت ولادت بوده است ، آيهء
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ
نيز در جواب همان است .
ديگرى به صورت اتخاذ ولد ، مانند آيهء ما نحن فيه و دهها آيهء ديگر ناگفته نماند در مسئلهء اول مشركان صفت انسانها و حيوانها را به خدا نسبت مىدادند و بيراهه مىرفتند ، چنين خدايى عقلا نمىتواند خدا باشد ، اما در مسئلهء اتخاذ ولد ظاهرا نظرشان آن بود كه خدا براى خود در ادارهء جهان كمكى اخذ كرده و احتياج به غير دارد ، مثلا در آيهء :
. . . لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
فرقان / 2 ، اول حكومت و تدبير را