را از اين حقيقت غافل مىكند ناگفته نماند : روايت و بيان الميزان در زمينه اثبات وجود خدا است ولى آيه دربارهء توحيد است ، و اللَّه العالم ، گويند : مراد از « ضلّ » در آيه « رفتن » است يعنى همهء خدايانى كه مىخوانيد از خاطرتان مىرود مگر خدا ، در صورت استثناء متصل است ، به قولى « ضل » به معنى گمراه شدن است يعنى : خدايان راه را گم مىكنند و نمىتوانند مشركان را هدايت كنند و نجات دهند در اين صورت استثناء منقطع است يعنى لكن خدا در آنجا هست و نجات مىدهد .
68 -
أَ فَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًا .
اين آيه و آيهء بعدى در صدد بيان آنست كه : بعد از نجات يافتن از دريا ، فراموش كردن خدا و روى آوردن به اسباب ظاهرى اشتباه است ، زيرا شما پيوسته به خدا نيازمند هستيد و بايد نياز دريايى شما را متوجه كند كه بايد پيوسته به خدا روى آوريد و از خدايان باطل بدور باشيد ، همانطور كه در دريا احساس نياز كرديد ، خدا مىتواند در خشكى در اثر زلزله شما را به زمين فرو برد يا با طوفانى ريگبار شما را از بين ببرد و كارسازى و فرياد رسى پيدا نكنيد ، يا بار ديگر به سفر دريا برگرديد و با طوفانى نابود شويد چنان كه در آيه بعدى خواهد آمد . ناگفته نماند در اين آيات نياز به خدا از جهت دفع ضرر و از جهت عدم استقلال انسان در زندگى مطرح است .
69 -
أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تارَةً أُخْرى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قاصِفاً مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِما كَفَرْتُمْ ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنا بِهِ تَبِيعاً
اين شق دوم است كه اشاره شد ، يعنى نبايد پس از نجات از دريا از خدا اعراض كنيد ، چون ايمن نيستيد از اينكه بار ديگر به دريا سفر كنيد و با يك