تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
يعقوب عليه السّلام قانع شده يوسف را به آنها سپرد . 15 -
فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
. جواب « فلما » محذوف است مانند « كبرت فتنتهم » يا مانند « عملوا ما قصدوا » مىشود گفت : حذف جواب « لما » براى نشاندادن عظمت جنايت است يعنى جنايت طورى بود كه نمىشود به زبان آورد ، طفل صغير و معصوم ، از خانوادهء نبوت ، بى آنكه گناهى داشته باشد ، به چاه انداخته مىشود ، آن هم به وسيلهء برادران ، نه به صغر سن او رحم كردند ، نه به ناله‌هايش ، نه التماسش ، نه سوگند دادنش ، حتى پيراهنش را هم كندند ، اينها كارى است كه نمىتوان به زبان آورد فقط بايد فهميد و حيران شد . « اجمعوا » نشان مىدهد كه در آن جنايت ، همه يك رأى شده‌اند كه آن به معنى اجتماع در رأى و قصد مىباشد ،
أَنْ يَجْعَلُوهُ
حاكى است كه او را به چاه نيانداخته‌اند بلكه به طاقچهء چاه گذاشته‌اند ولى در جلسهء مشورت گفته كه
وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ
او را در قعر چاه بياندازيد « اوحينا » يا به شكل الهام بوده مانند
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى
و يا وحى عادى بوده مانند وحى پيامبران مانند وحى به يحيى و عيسى عليهما السّلام . به هر حال آن تسليتى بوده از جانب خداوند كه در آن بحبوحهء ناراحتى و ترس و لرز ، خدا به دل يوسف مىاندازد كه نترس روزى خواهد رسيد كه تو بالا دست اينها خواهى بود و اين جنايت را به رخ آنها خواهى كشيد ، جملهء
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
اگر قيد
لَتُنَبِّئَنَّهُمْ
باشد يعنى در حالى خبر خواهى داد كه آنها تو را نمىشناسند از امام باقر عليه السّلام نقل شده : « لا يشعرون انك يوسف اتاه جبرئيل فاخبره بذلك » از امام سجاد عليه السّلام نقل شده آن روز يوسف نه ساله بود و از امام صادق