تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
عليه السّلام هفت ساله نقل شده است . ممكن است ، آن قيد « اوحينا » باشد ، يعنى آن گاه كه ما به او وحى مىكرديم برادرانش نمىدانستند ، ولى وجه اول قويتر است . 16 -
وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ
. در آخر روز گريه‌كنان پيش پدر آمدند مىخواستند با گريه دروغين قضيه را لوث كنند ، آن وقت چنين گفتند : 17 -
قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ
. يعنى رفتيم به مسابقه دادن ميان خود در دويدن و مانند آن ، يوسف را كه نمىتوانست با ما مسابقه كند نزد متاع خود گذاشتيم تا از آن نگهدارى كند ، متاسفانه وقت برگشتن ديديم كه گرگ يوسف را خورده است ، جملهء
وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا . . .
دلالت به خود گم‌كردن دارد و نيز حاكى است كه حسد و بد - خواهى آنها نسبت به يوسف پيش يعقوب معلوم بوده است يعنى قضيه اين چنين بوده است هر چند مىدانيم كه اگر راست هم بگوئيم روى ظنى كه به ما دارى باور نخواهى كرد . 18 -
وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ
. منظور از « كذب » مكذوب فيه است . يعنى خونى كه در آن دروغ جعل كرده بودند ، مراد از « امرا » كار مجهول يا كار بزرگى است . « فصبر » ظاهرا مبتدا و خبر آن محذوف است مثل « اولى » يعنى « فصبر جميل اولى » مىشود خبر مبتداى محذوف باشد مانند « فشأنى صبر جميل » و در اين ماجرا كه نقل مىكنيد از خدا يارى مىجويم . يعنى : يوسف را گرگ نخورده است ، بلكه باطن و حسد