تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
3 - بنا بر آيه سوم از اين سوره ، جريان حالات يوسف عليه السّلام « احسن القصص » بهترين سرگذشت ناميده شد ، اين ظاهرا بدان جهت است كه اخلاص يك بندهء موحد در اين سوره به نيكوترين وجهى مجسم شده است ، جوانى در بحبوحه غريزه جنسىاش زن زيبايى او را به سوى خود مىخواند ، مجلس كاملا از اغيار خالى است و همه وسائل فراهم است ، جوان در جواب فرياد مىكشد :
مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
/ 23 يا آن گاه كه زنان به او اظهار تمايل مىكنند باز به طرف خدا برگشته و مىگويد :
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ
/ 33 . و آن گاه كه صاحب قدرت مىشود و برادران جنايتكار كه او را به چاه انداخته بودند ذليلانه در مقابلش مىايستند ، همهء گذشته‌ها را ناديده گرفته و و مىگويد :
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
/ 92 و چون برادران از او مىپرسند مگر تو يوسف هستى ؟ همه توفيق را از خدا دانسته و جواب مىدهد :
أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
/ 90 و آن گاه كه خود را در اريكه قدرت مىبيند رو به سوى خدا مىكند :
رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
101 ، و چون مىخواهد در حضور برادران ، وضع خود را به پدرش نقل كند نمىگويد : برادرانم مرا به چاه انداختند ، بلكه فقط به
نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي
/ 100 اكتفاء مىكند . و يا آن گاه كه دو جوان زندانى از وى تعبير خواب مىپرسند از موقعيت استفاده كرده و به توحيد دعوتشان مىكند و مىگويد :
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ