اعتماد كردن و اگر با « الى » باشد به معنى واگذار كردن آيد .
شرحها
اين آيات غرض بازگويى قصص انبياء را بيان مىكند كه عبارت است از اطمينان قلب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و موعظه براى مؤمنان و بيان گوشهاى از نظام هستى كه « الحق » باشد ، آن گاه مىگويد در مقام تهديد به كفار بگو آنچه مىتوانيد بكنيد ما نيز به عقيدهء خود عمل خواهيم نمود منتظر آينده باشيد كه ما نيز منتظرانيم ، سپس در مقام اطمينان دادن به آن حضرت مىگويد : غيب آسمانها و زمين و كارهاى آينده خاص خداست . كارها همه به او بر مىگردد ، زمام هر كار دست اوست . او را بندگى كن و بر او اعتماد نما و خدا از آنچه مىكنيد بى خبر نيست .
120 -
وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ وَ جاءَكَ فِي هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ
.
در اين آيه سه چيز در نظر است اول تثبيت و تسكين قلب آن حضرت ، دوم بيان حق و گوشهاى از نظام خلقت نسبت به پيروزى اهل حق و بدبختى اهل باطل كه سبب تسكين قلب آن حضرت است ، سوم موعظه و پند براى عموم زيرا نظام خلقت براى همه يكى است ، لفظ « كلا » تقديرش « و كل القصص نقص عليك » است
مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ
بيان است از مضاف اليه « كلا » .
121 -
وَ قُلْ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنَّا عامِلُونَ
.
نظير اين است آيهء 93 كه در قصه شعيب عليه السّلام گذشت و آن تهديد است به صورت امر ، هر چه قدرت داريد به شرك ادامه دهيد كه ما نيز در دين خود پايدار خواهيم بود .