تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
/ 39 ، و نيز تأييد و نجات خدا در اين سوره نسبت به انسانى كه هميشه خدا را در نظر گرفته است به بهترين وجهى مجسم شده است . 4 - در هيچ سوره از قرآن مجيد سرگذشتى به اين تفصيل نقل نشده است كه همه آيات سوره راجع به يك ماجرا باشد به غير از 9 آيه از آخر آن كه در بارهء نتيجه‌گيرى است و آن ظاهرا در اثر احسن القصص و داراى فوائد بودن آنست كه عينيتهاى بسيار در آن روشن گرديده است . 5 - اين سوره مجرد قصه گويى و داستان سرايى نيست بلكه خود سوره در آيهء 111 مىگويد :
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى . . .
در اين قصه گويى موعظه هست براى عاقلان ، كه اين داستانها گوشه‌هايى از نظام جهان را بازگو مىكنند ، نقل قيام مردم ويتنام ، الجزائر ، افغانستان و انقلاب اسلامى ايران داستانسرايى نيست بلكه درسهاست ، نقشه‌هاست ، سرمشقهاست ، هكذا
لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلِينَ
. 6 - از رواياتى كه در مجمع البيان و كشاف و مانند آن نقل شده معلوم مىشود كه اين سوره در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به « سورهء يوسف » معروف بوده است ، مثلا از آن حضرت نقل شده : هر كه سورهء يوسف را بخواند فلان پاداش را دارد . خلاصهء ماجراى يوسف عليه السّلام در اين سوره . براى مجسم شدن سرگذشت كه در اين سوره آمده است لازم مىدانم مختصر آن را پيش از ورود به تفسير نقل كنم : يعقوب عليه السّلام فرزند اسحق و نوادهء ابراهيم عليهما السّلام در سرزمين شام سكونت داشت ، در ميان پسرانش دو پسرش يوسف و بنيامين مثل نور مىدرخشيدند ،