53 - هر چه نعمت داريد از خداست و آن گاه كه گرفتارى رسد به درگاه او ناله مىكنيد .
54 - و آن گاه كه بلا را زايل كند گروهى از شما به پروردگار خود شرك مىآورند .
55 - تا نعمتى را كه دادهايم انكار كنند ، خوشى كنيد به به زودى خواهيد دانست .
كلمهها
هاجروا : هجر و هجران : جدا شدن ، خواه با زبان باشد يا با بدن و يا با قلب « هجر الشيء : تركه و اعرض عنه » مهاجرت : متاركه غير ، آن در عرف هجرت است از محلّى به محلّى و در عرف قرآن هجرت از دار كفر است به دار ايمان .
لنبوئنهم : بوء : مساوات و رجوع تبوء : مهيا كردن « لنبوئنهم » : حتما آماده مىكنيم براى آنها .
زبر : ( بر وزن عنق ) : جمع زبور ، كتاب حكمت را زبور گويند ، به قولى زبور مطلق كتاب است ، منظور از آن نوشتهها و كتابها است .
يخسف : خسف : فرو رفتن و فرو بردن . « خسفه اللَّه و خسف هو » .
تقلبهم : قلب : برگرداندن و برگرديدن . « تقلب » : گرديدن و تصرف در امور منظور حركت در كارهاى زندگى است .
رءوف : رأفت : رحمت شديد يا مطلق رحمت ، گويند : رأفت نسبت به كسى است كه گرفتار باشد ولى رحمت اعم است .
تخوف : تخوف به معنى ظهور خوف است
يَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّفٍ
بگيرد آنها را در حال ظهور خوف و در حالى كه مىدانند و مىترسند ، مانند كسى كه مىداند او را به اعدام مىبرند ( مقابل گرفتار شدن در حال غفلت ) .