يتفيؤ : فىء : رجوع « فاء فيئا : رجع » « يتفيؤ » : بر مىگردد .
شمائل : شمال : طرف چپ جمع آن در قرآن شمائل است .
سجدا : ساجد : سجده كننده ، خضوع كننده جمع آن « سجد » است .
داخرون : دخر : ذلت و خوارى . داخر : متواضع و خوار . منظور از آن متواضع و مطيع بودن است .
فارهبون : رهب : خوف راغب احتراز و اضطراب را در آن قيد كرده است ( خوف توأم با احتياط و لرز ) « فارهبون » : از من بترسيد و احتراز كنيد .
واصبا : وصوب : ثبوت و دوام . « و اصب » ثابت و دائم .
ضر : ضرر و گرفتارى و بد حالى . « الضر : سوء الحال » تجأرون : جأر : تضرع و ناله . « تجأرون » ناله مىكنيد .
كشف : كشف : زايل كردن و از بين بردن
كَشَفَ الضُّرَّ
: بد حالى را از بين برد .
تمتعوا : تمتع : لذت بردن متنوّع در اصل به معنى امتداد و ارتفاع است .
شرحها
دو آيه اول دربارهء مهاجرت در راه خدا و اثرات خوب آن است ، به نظر مىآيد كه در نزديكهاى هجرت به مدينه و يا هجرت به حبشه ، اين آيات نازل شده و مسلمين را به هجرت تشويق كرده است ، پس از آن باز به بررسى حالات مشركان مىپردازد و خطاب به آنها مىگويد : بعثت پيامبران يك امر عادى و از سنت متداول خداست ، مىتوانيد در اين زمينه از اهل كتاب بپرسيد ، آنها به شما