تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
ناظر رفتن آنها باشد و كسى از آنها برنگردد ، فرمان اينكه كسى به عقب برنگردد گويا بدان علّت بود كه زود از منطقهء خطر خارج شوند ، جملهء اخير نشان مىدهد كه ملائكه جايى را براى رفتن آنها نشان داده بودند . 66 -
وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ
جملهء
أَنَّ دابِرَ . . .
بيان ذلك الامر و تفسير آن مىباشد ، منظور از دابر ، ريشه و اثر و باقى مانده است مانند نفرات و ساختمان و مانند آن ، يعنى به لوط آن امر عظيم و عذاب بزرگ را اعلام كرديم و آن اينكه دنبالهء اين قوم وقتى كه وارد صبح مىشوند بريده خواهد شد . 67 و 68 و 69 -
وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ . قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ . وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ
از اهل شهر براى دانستن قضيه به قدرى آمدند كه مىشد به آنها
أَهْلُ الْمَدِينَةِ
اطلاق كرد يعنى اهل شهر به طرف خانهء لوط آمدند در حالى كه از دانستن ميهمانان لوط شادى مىكردند ، لوط عليه السّلام به آنها گفت : اينان ميهمانان منند با عمل قبيح خود نسبت به اينها ، مرا رسوا نكنيد از خدا بترسيد و مرا خوار نكنيد . 70 و 71 -
قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ . قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
در جواب لوط گفتند : آيا تو را از مردمان نهى نكرده‌ايم كه به كسى از آنها پناه و مكان ندهى ؟ لوط عليه السّلام ناچار ماند ، دختران خود را براى ازدواج پيشنهاد كرد چنان كه در سورهء هود گذشت . ناگفته نماند : آيات شصت و دوم تا شصت و ششم بنا بر ترتيب جريان قصه مىبايست از آيات 67 تا 72 در آخر ذكر شوند ، در الميزان فرموده : حقيقت اين تقديم و تأخير آنست كه براى اين قصه چهار فصل هست ، فصل سوم از آن ،