لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ
همان راه مكه به شام بود كه ثابت و دائر بود ، منظور از آيه در آيه اخير عبرت و موعظه است ، و اينكه « لايات » در آيه اول جمع آمده است غرض آثار قوم لوط است .
78 و 79 -
وَ إِنْ كانَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ لَظالِمِينَ فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ
اين دو آيه اشارهء مختصرى است به قوم شعيب عليه السّلام كه در اثر تكذيب آن حضرت هلاك شدند ، تفصيل قضيهء آنها در سورهء هود گذشت ، آيه
كَذَّبَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ إِذْ قالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَ لا تَتَّقُونَ
شعراء / 176 - 177 روشن مىكند كه اصحاب ايكه قوم شعيب مىباشند ، پس اهل ايكه قسمتى از قوم آن حضرت بودند و قسمتى اهل « مدين » ، در جوامع الجامع فرموده : در حديث است كه آن حضرت به اهل مدين و ايكه هر دو مبعوث شده بود « انهما » راجع است به دو مكان قوم لوط و شعيب « امام » به معنى راه و طريق است ، يعنى مكان قوم لوط و مكان قوم شعيب در راهى آشكار واقع است ، مدين و ايكه و سدوم كه شهر لوط بود ، خرابههاى آنها همه در راه اهل مكه بودند كه در سفر شام آنها را مىديدند .
80 -
وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ
اين آيه و آيات بعدى اشاره مختصرى به جريان قوم صالح عليه السّلام مىباشد كه تفصيل آن در سورهء هود گذشت ، علّت نامگذارى به « حجر » در كلمهها گفته شد ، « المرسلين » دلالت مىكند كه غير از صالح پيامبران ديگر را نيز تكذيب كرده بودند و يا اينكه تكذيب يك پيغمبر تكذيب همه رسولان است ، يعنى اصل نبوت را تكذيب مىكردهاند .
81 -
وَ آتَيْناهُمْ آياتِنا فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ