تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
سجيل : در مجمع البيان از ابو عبيده نقل شده : سنگهاى سخت را سجيل گويند بعضىها آن را معرب ( سنگ و گل ) گفته‌اند ، طبرسى فرموده سجيل و سجين يكى است در جاى ديگر دربارهء قوم لوط آمده :
لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ
ذاريات / 33 ، اين قرينه معناى دوم است . سجيل فقط سه بار در قرآن آمده است . منضود : نضد : روى هم چيدن . « نضد المتاع : جعل بعضه فوق بعض » على هذا منضود به معناى پى در پى و مرتب است . مسومة : سيماء : علامت و هيئت « مسومة » : علامتدار .

شرحها

در اين آيات ابتدا جريان بشارت ملائكه نقل شده كه محضر ابراهيم عليه السّلام آمده و به او مژده دادند كه خدا پسرى به نام اسحاق به او عنايت خواهد كرد و آن گاه گفتند كه براى هلاك قوم لوط به ديار آن حضرت خواهند رفت ، على هذا جريان بشارت به حكم مقدمه بر ماجراى قوم لوط است كه همچون قصهء نوح ، هود و صالح مىباشد . خلاصهء آيات : ملائكه به صورت انسانها پيش ابراهيم آمدند ، آن حضرت آنها را نشناخت و تصور كرد كه انسانند ، براى آنها طعام آورد و چون ديد طعام نمىخورند ، احساس ترس كرد ، آنها گفتند : ما فرشتگانيم به ابراهيم مژدهء ولادت اسحاق را دادند ، زن او ساره تعجب‌كنان گفت : اين چگونه مىشود من پير زن و شوهرم پير مرد ؟ ؟ ! گفتند از رحمت خدا در شگفت مباش كه رحمت او پيوسته شامل حال شما بوده است . ابراهيم با آنها دربارهء قوم لوط صحبت كرد كه آنها را هلاك نكنند ،